امروز بسیاری از خانوادههای ایرانی به جای صرف هزینههای تشریفاتی و فراموششدنی برای احسان اموات سفر کرده خود تاجگلهایی بزرگ و پارچهنوشتههایی همیشه ابدی از جنس آزادی زندانیان جرایم غیرعمد تهیه میکنند.
به گزارش روابط
عمومی ستاد مردمی دیه کشور، محمدباقر مقدسی؛ مدیر ستاد مردمی دیه استان البرز در
یادداشتی که آن را در اختیار رسانهها قرار داده ضمن تقدیر از توجه اقشار مختلف
اجتماعی به مسئله آزادی بدهکاران غیربزهکار از ظرفیتهای موجود در مسیر تامین دیون
این قبیل از محبوسان پرده برداشته است.
در ادامه مشروح
این نوشته را که با محوریت اختصاص هزینههای بعضا چند میلیاردی مرتبط با آیین
تدفین، سوم، هفتم، چهلم و سالگرد سفرکردگان به عالم باقی تحریر شده است را با هم
میخوانیم؛
در فرهنگ ایرانی،
آیینهای سوگواری همواره فراتر از یک مراسم تشریفاتی بودهاند. این آیینها، زبان همدلی،
احترام به کرامت انسان و همراهی با خانوادهای هستند که داغی سنگین را بر دوش میکشند.
آنچه این سنت را ارزشمند ساخته، نه شکوه ظاهری آن، بلکه روح همبستگی و نوعدوستی نهفته
در آن است؛ روحی که از گذشتههای دور، جامعه ایرانی را در سختترین روزها به یکدیگر
پیوند داده است.
اما هر فرهنگی، برای
زنده ماندن، نیازمند بازخوانی و تکامل است. سنتهای اجتماعی زمانی ماندگار خواهند بود
که بتوانند خود را با نیازهای واقعی جامعه هماهنگ کنند و پاسخگوی مسائل روز باشند.
امروز نیز یکی از
همین فرصتها، بازنگری در شیوه ابراز همدردی در مراسم ترحیم است.
سالانه مبالغ قابل
توجهی صرف خرید تاج گل، بنر، پارچهنوشته و دیگر اقلامی میشود که اگرچه نشانهای از
احترام و محبت هستند، اما عمر اثرگذاری آنها کوتاه است. گلها چند روز بعد پژمرده
میشوند، بنرها جمعآوری میشوند و از آن همه هزینه، تنها خاطرهای باقی میماند. این
در حالی است که همان هزینه، اگر در مسیر آزادی یک زندانی جرائم غیرعمد قرار گیرد، میتواند
آینده یک خانواده را دگرگون کند.
شاید بزرگترین تفاوت
میان این دو انتخاب، در مفهوم «ماندگاری» باشد. گل، هرقدر زیبا باشد، محکوم به پژمردن
است؛ اما آزادی یک انسان، خاطرهای است که تا پایان عمر در ذهن یک خانواده باقی میماند.
کودکی که دوباره دست پدرش را میگیرد، مادری که انتظارش به پایان میرسد و خانوادهای
که از فروپاشی نجات مییابد، هرگز آن لحظه را فراموش نخواهند کرد.
در آموزههای دینی
ما، گرهگشایی از کار مؤمن، برترین عبادتها شمرده شده است. خداوند متعال در قرآن کریم
میفرماید: «وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا»؛ هر کس انسانی
را زندگی بخشد، گویی همه انسانها را زندگی بخشیده است.
بیتردید، آزادی
انسانی که به سبب جرائم غیرعمد در بند است و بازگرداندن او به آغوش خانواده، مصداقی
روشن از احیای امید و کرامت انسانی است.
جامعه امروز بیش
از هر زمان دیگری به سرمایه اجتماعی نیاز دارد؛ سرمایهای که نه در حسابهای بانکی،
بلکه در اعتماد، همدلی و مسئولیتپذیری مردم نهفته است. مشارکت در آزادی زندانیان جرائم
غیرعمد، یکی از روشنترین جلوههای این سرمایه اجتماعی است؛ اقدامی که آثار آن، تنها
به یک فرد محدود نمیشود، بلکه امنیت روانی، ثبات اقتصادی و آرامش یک خانواده را نیز
بازمیگرداند.
بسیاری از زندانیان
جرائم غیرعمد، نه به دلیل سوءنیت، بلکه بر اثر حوادث، دیون مالی، تصادفات یا شرایط
دشوار اقتصادی در زندان به سر میبرند.
زندانی ماندن این
افراد، نه تنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه گاه به گسترش آسیبهای اجتماعی نیز میانجامد.
خانوادهای که سرپرست خود را از دست داده، بیش از هر چیز به امید و حمایت جامعه نیازمند
است.
از همین منظر، پیشنهاد
جایگزینی هزینههای تاج گل و بنر با کمک به آزادی زندانیان جرائم غیرعمد، صرفاً یک
توصیه اقتصادی نیست؛ بلکه دعوتی به بازتعریف مفهوم همدردی است. همدردی زمانی به اوج
خود میرسد که بتواند رنجی را از دوش انسان دیگری بردارد. چه تسلیتی بالاتر از آنکه
یاد عزیزی که از میان ما رفته است، سبب بازگشت پدری به خانه، آرامش مادری چشمانتظار
و لبخند کودکی شود که ماهها طعم دوری را چشیده است؟
ستاد مردمی دیه استان
البرز، به عنوان نهادی مردمی، امین و مورد اعتماد، سالهاست با اتکا به مشارکت خیرین،
نیکوکاران و همراهی مردم نوعوست و مراجع محترم قضایی، زمینه آزادی تعداد قابل توجهی
از زندانیان جرائم غیرعمد را فراهم میکند. تجربههای ارزشمند این مجموعه نشان داده
است که گاهی حتی مشارکتهای کوچک، هنگامی که در کنار یکدیگر قرار میگیرند، میتوانند
گرههای بزرگی را بگشایند و سرنوشت خانوادهای را تغییر دهند.
امروز، مسئولیت گسترش
این فرهنگ، تنها بر عهده یک نهاد نیست. رسانهها، دانشگاهها، فعالان فرهنگی، روحانیون،
هنرمندان، صاحبان صنایع، اصناف، سازمانهای مردمنهاد و همه کسانی که در شکلدهی افکار
عمومی نقش دارند، میتوانند سفیران این اندیشه باشند. اگر این فرهنگ به یک باور عمومی
تبدیل شود، هر مجلس ترحیم میتواند آغاز زندگی دوباره انسانی دیگر باشد.
بیاییم ارزش احترام
به درگذشتگان را نه در شمار تاج گلها، بلکه در شمار انسانهایی جستوجو کنیم که به
یاد آنان از بند رهایی یافتهاند. بیاییم اجازه دهیم نام عزیزانمان، نه بر روبان گلهایی
که چند روز بعد خشک میشوند، بلکه بر لبخند خانوادههایی ثبت شود که با یاری مردم،
دوباره زندگی را آغاز کردهاند.
در روزگاری که جامعه
بیش از هر زمان دیگری به همدلی نیاز دارد، شاید زیباترین پیام تسلیت این باشد: «به یاد آن عزیز سفرکرده، هزینه تاج گل صرف آزادی
یک زندانی جرائم غیرعمد شد».
این جمله، تنها یک
اطلاعرسانی نیست؛ بیانیهای است از بلوغ فرهنگی، مسئولیت اجتماعی و ایمان به این حقیقت
که بهترین یادبود برای رفتگان، بخشیدن امید به زندگان است.