رئیس هیات امنای ستاد مردمی دیه کشور نوشت: مرد پولادین زندانهای رژیم سفاک پهلوی، نه فقط پدر زندانبانی ایران، بلکه به جهت مجاهدتهای خالصانه در شمار خاصالخواص تنها انقلاب دینی جهان به شمار میآید.
به گزارش روابط
عمومی ستاد مردمی رسیدگی به امور دیه و کمک به زندانیان نیازمند، اول شهریور ماه
مصادف است با سالروز ترور شهیدحاج سید اسدالله لاجوردی که به دست منافقین در سال ۱۳۷۷ به
شهادت رسید.
سید اسداله
جولایی، رئیس هیات امناء ستاد دیه کشور از دوستان قدیمی این چهره انقلابی و از
معاونان و همراهان این شهید والامقام در دادستانی انقلاب اسلامی و همچنین سازمان
زندانها به همین مناسبت یادداشتی را به رشته تحریر آورده است که در ادامه مشروح
این سیاهه که در اختیار خبرگزاری فارس قرار
گرفته است، از نظر میگذرد؛
در تاریخِ تلاطم
اتفاقهای بزرگ، گاهی «صداقت» تنها چیزی نیست که انسان را نجات میدهد؛ بلکه در مقابل
صداقت، گاهی تنها عاملی است که او را در میانهی طوفانِ کینه، تنها میاندازد. سید
اسدالله لاجوردی، دقیقا همان قهرمانی است که در تقابلِ میان «حقیقتِ صلب» و «دروغِ
نرم»، استوار ایستاد و تاوان آن را هم با همه سنگینی پرداخت.
او نه تنها با دشمنان
پنهان و متخاصمان قسمخورده انقلاب، بلکه در بحرانیترین دوره تاریخی ایران اسلامی
که با سایههایی از تزویر در درون خود روبرو بود، در هیچ برههای از بیان حقیقت و
حرکت در مسیر احیای حقوق عامه کوتاهی نکرد. سایههایی بعضا هدایت شده از خارج که
با کلماتِ کدر در تقلا بودند تا تصویری یک یک «مبارز صادق» را با هیبت یک «شکنجهگر»
پنهان ساخته و قلب ماهیت داشته باشند اما در گذر زمان همگی این تکافوی برای هیچ با
همت و عزم این مرد الهی بیاعتبار شد و حقیقت چون خورشید تابان در خاصترین ایام
تاریخ ایران به نمایش گذاشت شد.
همان گونه که
امام شهید نیز در خطبههای نمازجمعه تاسوعای 1379 در خصوص این حقیقت سخن به میان
آورده و درباره امتداد یک زخم کهنه از مظلومیت پنهان شخصی چون شهید لاجوردی برای
دوستداران واقعی انقلاب پرده برمیدارند.
قائد شهید در خطابه
خود در جمع نمازگزاران تهرانی برای مخاطبان و نسلهای آتی به صراحت بیان داشتند:
«من این درد درونی خودم را فراموش نمیکنم که در یکسالونیم پیش، وقتی که شهید عالیمقام
و سیّد عزیز و بزرگوار، شهید لاجوردی به شهادت رسید، کسی که چهره بسیار درخشانی
بود. بسیار کسان از مجاهدات او در دوران مبارزات و در دوران اختناق خبر ندارند که
این مرد چه کرد و کجاها بود و چگونه زندگی کرد؛ چه زندانهایی کشید و چه زحمتهایی
متحمّل شد. بعد از انقلاب نیز بیتظاهرترین کارها را که سختترین هم بود، بر دوش
گرفت و آخر هم شهید شد. یکی از روزنامههای آلمان نوشت ترور لاجوردی، ترور نیست! یعنی
آنها عنوان ترور را هم عوض کردند؛ امپراتورىِ استکبارىِ خبرىِ مسلّط بر افکار عمومی
دنیا این است»!
شخصیتی که سالها
درد ناشی از شکنجه و سرمای زندان ساواک را تحمل کرده بود در واپسین کنش خناسان انقلاب
اسلامی نیز در آزمونی سخت سربلند بیرون آمد. آن هنگام که منافقین و برخی از سازشکاران،
با استفاده از ترفندهای روانی و گزارشهای کذب، سعی داشتند چهرهی مردِ استوارِ
دادستانی را به یک «جلاد» تبدیل کنند و برای این منظور حتی با استفاده از داستانهای
ساختگی دربارهی شکنجهی زندانیان، قصد داشتند خشمِ امام (ره) را نسبت به او برانگیزند.
اما حقیقت، گویی در خونِ لاجوردی جاری بود که هیچ حربه دستسازی در قبال آن اثر
نداشت.
در یاد نگارنده محفوظ
است که در آن جلسه مشهود در بیت امام روحالله (ره)، وقتی شهید لاجوردی با وجود
دردهای جسمانی، برابر سیلِ دروغهای گزارشدهندگان ایستادگی کرد و حقیقت را
بازگفت، چهرهی خشمگین امام امت به آرامش و رضایت تغییر یافت و امام (ره) با کلامی
که برای تاریخ ممهور شد او را به امانتداریِ ابدی فراخواندند.
همانگونه که در
تاریخِ مکرر، معاویه علی (ع) را با تزویرِ جریانی که ادای دین میکردند، به مبارزه
طلبید، در دوران انقلاب نیز تلاش شد تا با استفاده از «خواصِ سازشکار»، اعتبارِ
مردانی چون لاجوردی را زیر سوال ببرند اما دریغ از آن که به استناد آیه 26 سوره آلعمران
«هر آن که را او بخواهد عزیز کند بندهای یارای ذلیل کردن آن را نخواهد داشت»،
لاجوردی چون لعل گرانسنگی در شمار خاصالخواص انقلاب اسلامی ماندگار و ابدی شد.
همزمان با سالروز
شهادت حاج سید اسدالله لاجوردی (پدر زندانبانی کشور) در بازار حضرتی تهران، رئیس
سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور از سوی رئیس عدلیه انتصاب شدند که
این تقارن ارزشمند را به فال نیک گرفته و امید است با حضور دکتر حیدر آسیابی، از
جمله شاگردان آن شخصیت انقلابی در عرصه اصلاح و تربیت مجرمان شاهد اتفاقات و
تحولات مبارکی باشیم.