وقت آن رسیده است علما، بزرگان و معتمدان برای برچیدن رسمهایی مانند زینکردن اسب، تیراندازی، دعوت از خواننده و پذیراییهای سنگین، در مراسم تشییع پیشقدم شوند و هزینههای اضافی را به سمت صدقه و کارهای عامالمنفعه هدایت کنند.
به گزارش روابط
عمومی ستاد مردمی دیه کشور، «مرگ»، حقیقتی گریزناپذیر و آیین تشییع و خاکسپاری، فرصتی
برای تکریم انسان، همدردی با بازماندگان و یادآوری سرانجام زندگی است. در فرهنگ اسلامی،
تشییع جنازه باید با سادگی، وقار، دعا، طلب آمرزش و رعایت حرمت متوفی برگزار شود؛ اما
متأسفانه در برخی مناطق کهگیلویه، رسمهایی وارد این مراسم شده که نهتنها کمکی به
آرامش روح درگذشته و تسلای خانواده او نمیکند، بلکه باعث هزینهتراشی، چشموهمچشمی
و تحمیل فشار اقتصادی و روانی بر صاحبان عزا میشود.
زین و تزیینکردن
اسب، حمل یا نمایش تفنگ، تیراندازی، دعوت از خواننده یا نوازنده، برگزاری برنامههای
نمایشی و ایجاد تشریفات غیرضروری، از جمله رسمهایی است که گاهی به بخشی از مراسم تشییع
و خاکسپاری تبدیل شده است. این اقدامات در مواردی چنان پررنگ میشود که اصل مراسم،
یعنی دعا برای متوفی، عبرتآموزی، همدردی و همراهی با خانواده داغدیده، به حاشیه میرود.
وقتی
سوگواری به میدان مسابقات تبدیل میشود
خانوادهای که عزیزی
را از دست داده، در یکی از سختترین شرایط روحی خود قرار دارد. در چنین وضعیتی، جامعه
باید باری از دوش آن خانواده بردارد، نه اینکه با انتظارهای عرفی و رسمهای پرهزینه،
بار تازهای بر مشکلات آنها بیفزاید.
گاهی صاحبان عزا
تنها به دلیل ترس از قضاوت مردم یا جملههایی مانند «برای فلانی مراسم شایستهای برگزار
نشد»، ناچار میشوند هزینههایی فراتر از توان مالی خود بپردازند. برخی حتی برای اجرای
این رسمها قرض میکنند یا بخشی از دارایی خود را میفروشند. آیا درست است خانوادهای
که با رنج فقدان عزیز خود روبهروست، همزمان نگران تأمین هزینه اسب، تزیینات، خواننده،
پذیرایی گسترده و دیگر تشریفات باشد؟
ارزش و جایگاه یک
متوفی با تعداد تفنگها، نوع تزیینات، گستردگی پذیرایی یا هزینه مراسم سنجیده نمیشود.
احترام واقعی به درگذشته، در حفظ آبرو و آرامش خانواده او، دعا برای آمرزش وی و ادامهدادن
راه نیک اوست.
اموات
از نمایشهای ما سودی نمیبرند
بر اساس آموزههای
دینی آنچه برای فرد درگذشته سودمند است، نه نمایشهای ظاهری، بلکه دعای خیر، صدقه،
ادای بدهی، جبران حقوق دیگران، انجام کارهای عامالمنفعه و تربیت فرزندان صالح است.
اگر قرار است هزینهای برای متوفی صرف شود، چه بهتر که این هزینه در مسیری ماندگار
و سودمند قرار گیرد.
کمک به نیازمندان،
تهیه جهیزیه برای زوجهای کمبرخوردار، آزادی زندانیان
جرائم غیرعمد، درمان بیماران نیازمند، خرید کتاب برای کتابخانهها، تجهیز مدارس،
تأمین آب آشامیدنی، کاشت درخت، ساخت فضای ورزشی یا مشارکت در دیگر کارهای خیر، میتواند
یاد و نام متوفی را زنده نگه دارد. چنین اقداماتی هم به جامعه سود میرساند، هم دل
بازماندگان را آرام میکند و هم میتواند صدقه جاریهای به نیت درگذشته باشد.
اسب زینشده، صدای
تفنگ، تزیینات چندساعته و برنامههای نمایشی، پس از پایان مراسم چیزی جز هزینه و خاطرهای
گذرا باقی نمیگذارد؛ اما کمک به یک نیازمند یا مشارکت در حل مشکلی از مشکلات مردم،
میتواند سالها منشأ خیر باشد.
تفنگ،
نماد احترام به متوفی نیست
استفاده از سلاح
و تیراندازی در مراسم عزا، افزون بر آنکه هیچ ارتباطی با دعا و طلب آمرزش برای متوفی
ندارد، میتواند جان دیگران را نیز به خطر بیندازد. بارها دیده یا شنیده شده است که
تیراندازی در مراسمهای عزا و شادی، باعث مصدومیت یا حتی مرگ افراد شده است. چه اندوهی
سنگینتر از اینکه مراسم بدرقه یک انسان، به داغی تازه برای خانوادهای دیگر تبدیل
شود؟
مراسم تشییع باید
در فضایی آرام، معنوی و همراه با حفظ امنیت عمومی برگزار شود. صدای قرآن، فاتحه، دعا
و سخنان پندآموز، شایستهتر از صدای سلاحی است که میتواند امنیت و آرامش مردم را مختل
کند.
فرهنگ شجاعت، غیرت
و بزرگی یک قوم نیز به استفاده از تفنگ در مراسم عزا وابسته نیست. بزرگی مردم یک طایفه
را باید در گذشت، همدلی، احترام به قانون، کمک به محرومان و حمایت از خانوادههای داغدیده
جستوجو کرد.
هر
رسم قدیمی الزاماً درست نیست
فرهنگهای محلی دارای
ظرفیتهای ارزشمندی مانند مهماننوازی، همبستگی، احترام به بزرگان، مشارکت در مشکلات
یکدیگر و همراهی با صاحبان عزا هستند. این ویژگیها باید حفظ و تقویت شوند؛ اما نباید
هر رفتاری را صرفاً به دلیل آنکه سالها انجام شده است، درست و ضروری دانست.