زندگی پرچالش عمو و برادرزاده، در انتظار دستان خیرین است.
روزنامه
صبح ساحل - آنا رام : پسر ۹ سالهای که
تنها امیدش عمویش است، در آستانه سپردن به بهزیستی قرارگرفته و نیاز دارد عمویش
سرپرستی او را حفظ کند تا بتواند به مدرسه برود و آیندهاش را بسازد. اما عموی او
خود با بدهی مهریه و خطر زندان روبهروست. اگر او زندانی شود، این کودک ناگزیر به
بهزیستی سپرده میشود. آینده علیرضا ۹ ساله در گرو همراهی خیرین و ستاد
دیه است تا بتواند از بلاتکلیفی و تنهایی نجات یابد.
آغاز
داستان
اما زندگی
علیرضا و عمویش هرگز ساده نبوده است. جواد، مرد ۵۳ سالهای که
اکنون مسئولیت و سرپرستی این کودک را بر عهده دارد، روزگاری کارمند سفارت کویت بود
و پس از آن با راهاندازی آژانس هواپیمایی و سرمایهگذاریهای مختلف در عمان،
زندگی نسبتاً مستقلی داشت. با آغاز همهگیری کرونا، کسبوکار او متوقف شد و بخش
عمدهای از سرمایهاش از بین رفت. تلاش برای بازگشت به عمان برای فعالیت اقتصادی و
جبران خسارتها هم با مشکلات مالی و ممنوعالخروجی مواجه شد. در همین شرایط،
اختلافات خانوادگی منجر به طلاق و طلب مهریه تبدیل شد. همسرش در غیاب او پیگیری
حقوقی را آغاز کرد و حکم مهریه و ممنوعالخروجی صادر شد، موضوعی که جواد از آن بیاطلاع
بود.
زندگی
سخت و تلاش برای بازپرداخت
پس از بازگشت به
ایران، جواد حتی اجازه ورود به خانهاش در کیش را نیافت و تمام داراییهایش به نام
همسر و فرزندانش ثبتشده بود.
او با قرض گرفتن
خودروی برادرش در شیراز راهی تهران شد و با مسافرکشی و مترجمی روزگار گذراند،
روزهایی که شبها را در خودرو میخوابید و تنها هدفش تأمین حداقل هزینههای زندگی
بود.پس از سه ماه تلاش طاقتفرسا، توانست بخشی از مهریه را جمعآوری کند و قصد
بازگشت به عمان برای ادامه فعالیتهای اقتصادی خود داشت، اما متوجه شد تمامی چکهایش
برگشتخورده و ورود به عمان میتواند او را به زندان بیندازد.
جواد حدود یک
سال در اسنپ و مترجمی فعالیت کرد و قصد داشت بدهی مهریه را به همسر سابقش پرداخت
کند، اما در همین حین و در شرایط نابسامان اقتصادی و افزایش قیمت طلا، بدهی او
بابت مهریه بسیار سنگینتر از قبل شد و ممنوعالخروجی همچنان پابرجاماند.
فوت
برادر و مسئولیت کودک
در میانه این
بحران، برادر جواد بر اثر سکته مغزی فوت کرد و علیرضا بدون سرپرست ماند. سالها
بود که پدر از مادر جداشده و مادر کودک درگیر اعتیاد بود. تنها کسی که بر اساس
وصیت پدر میتوانست سرپرستی او را بر عهده گیرد، عمویش بود، مردی که خود با پروندههای
قضایی و خطر بازگشت به زندان دستوپنجه نرم میکرد. با فوت پدربزرگ و مادربزرگ
پدری، سپردن کودک به عمویش تنها گزینه قانونی و انسانی باقیمانده بود.
قیمنامه
و مسیر پرپیچوخم قانونی
چند ماه از شروع
سال تحصیلی گذشته و پسر هنوز نتوانسته به مدرسه برود. برای ثبتنام او، دریافت قیمنامه
و گواهی عدم سوءپیشینه ضروری بود، اما بدهی مهریه و بازداشتهای مرتبط مسیر اداری
را مسدود کرده بود. جواد با مراجعه به کیش و ارائه توضیحات پرونده موفق شد گواهی
عدم سوءپیشینه را دریافت کند، اما هنگام خروج از کیش به دلیل بدهی مهریه بازداشت
شد و بیش از ۴۰
روز در زندان ماند، زیرا همسرش رضایت به آزادی نمیداد. این بازداشت بلاتکلیفی کودک
را بیشازپیش تشدید کرد.
تلاش
برای بیرون از زندان
با پیگیری
دوستان و با توجه به شرایط زندگیاش، امکان مرخصی برای جواد فراهم شد، اما بدهی
مهریه همچنان پابرجاست و خطر بازگشت دوباره به زندان به دلیل منقضی شدن مدت مرخصی وجود
دارد. در این مدت، کودک میان خانه بستگان جابهجاشده و هنوز امکان ثبتنام رسمی در
مدرسه برای او فراهم نشده است. اگر جواد دوباره زندانی شود، ناچار است سرپرستی
کودک را به بهزیستی بسپارد.
چشمانتظار
فرصتی برای آینده کودک
اکنون جواد تنها
امید کودک است و تنها خواستهاش، پرداخت اقساطی بدهی مهریه و ماندن بیرون از زندان
است، فرصتی که به او اجازه دهد قیمنامه قانونی بگیرد و سرپرستی برادرزادهاش را
حفظ کند. این پرونده فراتر از یک اختلاف خانوادگی است و آینده کودک به تصمیم و
همراهی جامعه و خیرین گرهخورده است.
خیرین و مردم
نیکوکار میتوانند کمکهای خود را به شماره کارت ۶۰۳۷۹۹۱۸۹۹۹۳۶۷۰۶ بانک
ملی یا شماره شبا
IR360170000000106110031007 به نام ستاد مردمی
دیه استان هرمزگان واریز کنند.لطفاً پس از واریز، فیش یا تصویر رسید خود را به
دایرکت صفحهsetad_dieh_hormozghan
ستاد دیه ارسال
کنید.